درباره وبلاگ
هیئت جوانان عزادار حضرت ابوالفضل العباس(ع) محله پسکلایه کوچک واقع در شهرستان شهسوار بوده و عمده فعالیتهای این هیئت برگزاری مراسم فرهنگی و مذهبی با حضور جوانان ولائی و متدین محل و حمایت پیران و پیشکسوتان می باشد. مکان هیئت: تنکابن - پسکلایه کوچک - خیابان شهید کوهستانی- خیابان شهید بیژن حسین پور - مسجد صاحب الزمان (عج)
ورود کاربران
آخرين مطالب ارسالي
- حلول ماه مبارک رمضان 1447 هجری قمری سال 1404 شمسی
- ولادت حضرت علی اکبر
- میلاد حضرت سید الشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع)،امام سجاد(ع)
- وفات حضرت زینب (س)
- شهادت امام علی النقی الهادی علیه السلام
- مبعث پیامبر اسلام (ص)
- شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
- شهادت ختم رسل ، محمد رسول الله (ص) تسلیت باد
- شهادت امام حسن مجتبی(ع) بر تمامی شیعیان تسلیت باد
- اربعین حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت و تعزیت باد
- زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
- شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
- اول صفر ورود اهل بیت (ع) به شام
- وقایع روز نوزدهم محرم حركت كاروان اسرا به شام و وقایع عجیب این سفر
- وقایع روز سیزدهم محرم مجلس ابن زیاد لعنه الله علیه
- روز سیزدهم محرم - تدفین پیکر شهدای کربلا
- وقایع روز دوازدهم محرم سخنان حضرت زینب (س) در ورود به کوفه
- شهادت امام سجاد علیه السلام
- وقایع روز یازدهم محرم حرکت کاروان اسرا به کوفه
- ۱۱ معجزه بعد از عاشورا
نويسندگان
آمار بازديد
آنلاين : 1 نفر
بازديد امروز : 105995 نفر
بازديد ديروز : 32758 نفر
بازديد ماه : 138753 نفر
بازديد سال : 105994 نفر
کل بازديد : 377536 نفر
تعداد اعضا : 10 نفر
کل مطالب : 1983
نظرات : 69
اتفاقی قابل تامل در امامزاده شاه محمد حنفیه
سه مرد مبارز بعد از ساعت ها پیاده روی و فرار از دشمن در نواحی طالقان به امامزاده ای بنام شاه محمد حنفیه رسیدند از شدت خستگی و ضعف شدید گرسنگی و تشنگی بر روی زمین در کنار امامزاده افتادند و از هوش رفتند. هیچ انسانی و یا دهی در حوالی امامزاده دیده نمی شد. بعد از ساعت ها ماندن در این شرایط سخت ناگهان صدایی توجه آنها را بخود جلب کرد...
- پسرم ... پسرم... پاشید چیزی بخورید.. براتون غذا آورده ام
صدای پیرزن با محبتی بود که با لهجه طالقانی صحبت می کرد وقتی بیدار شدیم دیدیم ظرف غذایی که پلو سبزی بود و یک جام فلزی که پر آب بود برایم گذاشته و رفته است..
از شدت تشنگی و گرسنگی هر سه بهم گفتیم که این غذای اندک که ما سه نفر را سیر نمی کند.. شروع به خوردن غذا کردیم ..غذای گرم و مطبوع و لذیذی بود هر چه می خوردیم تمام نمی شد ... هر سه کاملا سیر شدیم و مقداری از غذا هم ماند.. با توجه به ضعفی که داشتیم با خوردن غذا دوباره خوابمان گرفت...برای مدتی دوباره خوابیدیم بیدار که شدیم اثری از ظروف ندیدیم ...گفتیم دور تا دور امامزاده را بگردیم که پیرزن را پیدا کنیم و از او بابت غذا تشکر کنیم...
تمام امامزاده و اطراف آن را گشتیم هیچ اثری نبود ...حتی اثری از آتش ندیدیم که کسی غذایی در آن حوالی پخته باشد....
مات و متحیر مانده بودیم ...با توجه به اینکه از نزدیکی دشمن و دستگیری مان هراسان بودیم سریع شروع به حرکت کردیم....چند ساعتی که راه را طی کردیم به آبادی رسیدیم .
شروع کردیم به تحقیق و پرس و جو از اتفاقی که برایمان افتاده بود. یکی از روستاییان به ما گفت که این اتفاق برای خیلی از مسافران و زائران امامزاده افتاده و می گویند این پیرزن مادر زن امامزاده شاه محمد حنفیه است که هر کسی در راه درمانده می ماند از او پذیرایی می کند.
با شنیدن داستان ما به معمای غذای کمی که ما را سیر کرد پی بردیم و فهمیدیم که مهمان امامزاده شاه محمد حنفیه بودیم...
منبع: نقل قول از یکی از فرزندان آن سه مبارز
تعداد بازديد : 83 | ارسال نظر(0) | نسخه قابل چاپ | موضوع: حوادث و اتفاقات عجیب,
برچسب ها: امامزاده شاه محمد حنفیه
جستجو
پربازديدترين مطالب
پيوندها
- پرچم سرخ یا حسین
- مختارنامه ای ها
- پایگاه جامع عاشورا
- ایران و جهان چند قطبی
- ایران ارتوپد
- دریای خزر
- داستان برای کودکان و نوجوانان
- تغذیه سالم و درست
- هیئت انصارالحسین (ع) شهدای آذریهای تنکابن
- هیئت انصار الحسین
- بزرگترین وبلاگ اشعار مذهبی
- بچه های شیعه
- سایت مسجد جمکران
- پایگاه اطلاع رسانی تعزیه ایران
- تجربه های آموزشی قرآنی
- دار الایتام امام هادی (ع)
- آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
- کوچکترین مرد کربلا
- پایگاه مقاومت شهدای پسکلایه کوچک
- شجره طیبه صالحین
- فروشگاه اسلام مارکت
- آموزش مداحی امیرپور خادم العباس
- شیعه نیوز
- شیعه لیدرس
- هاست رایگان
- پوسترهای مذهبی
- مجمع جهانی حضرت علی اصغر(ع)
- دختران آفتاب
- سایت آیت الله سیستانی
- مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
- تو فقط لیلی باش
- طرح عفاف و ترویج حجاب
- حسینیه نوحه
- طراحی سایت
- ریاحین
- سبک زندگی اسلامی
- کتابخانه احادیث شیعه
- اسلام کوئست
- مسجد الزهرا
- عقیق




